پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴۲

در آینه چون نگاه کردم

یک موی سفید خود بدیدم

زاندیشهٔ ضعف و وهم پیری

در آینه نیز ننگریدم

امروز به شانه‌ای از آن موی

دیدم دو سه تار و برطپیدم

شاید که خورم غم جوانی

کز پیری خود چو بررسیدم

زایینهٔ معاینه بدیدم

وز شانه به صد زبان شنیدم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایتنرسد گرد سر فراز همی
  2. شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویشامید و بیم دهد خلق را مسخر خویش
  3. شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحباگر بیایی و من بنده را دهی تشریف
  4. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
  5. شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهدایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
  6. شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصرگرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
  7. شمارهٔ ۳۵۰ - در مطایبهعقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
  8. شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کندای کمال زمان بیا و ببین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.