پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگار

خدایگانا سالی مقیم بنشستم

به بوی آنکه مگر به شود ز تو کارم

همی نیاید نقشی به خیره چه خروشم

همی نگردد کارم نفیر چون دارم

نه ماه دولتم از چرخ می‌دهد نورم

نه شاخ شادیم از باد می‌دهد بارم

نه پای آنکه ز دست زمانه بگریزم

نه دست آنکه در این رنج پای بفشارم

نه پشت آنکه ز اقبال روی برتابم

نه روی آنکه دگر پشت بر جهان آرم

نه حرفتی که بدان نعمتی به دست آرم

نه غمخوری که خورد پیش تخت تیمارم

گهی به باخته‌ای این سپهر منحوسم

گهی گداخته‌ای این جهان غدارم

گهی به کنجی اندر بمانده چون مورم

گهی به غاری اندر خزیده چون مارم

گهی چو باد به هر جایگاه پویانم

گهی چو خاک به هر بارگاه در خوارم

گهی ز آب دو دیده مدام در بحرم

گهی ز آتش سینه مقیم در نارم

گهی به اجرت خانه گرو بود کفشم

گهی به نان شبانه به رهن دستارم

گهی نهند گرانجان و ژاژخا نامم

گهی دهند لقب احمق و سبکبارم

به حد و وصف نیاید که من ز غم چونم

به وهم خلق نگنجد که من چه‌سان زارم

خدای داند زین‌گونه زندگی که مراست

به جان و دیده و دل مرگ را خریدارم

از آنچه گفتم اگر هیچ بیش و کم گفتم

ز دین ایزد و شرع رسول بیزارم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصرگرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
  2. شمارهٔ ۳۵۰ - در مطایبهعقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
  3. شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کندای کمال زمان بیا و ببین
  4. شمارهٔ ۳۵۲ - در شکایتبزرگوارا دانی کز آفت نقرس
  5. شمارهٔ ۳۵۳ - نکتهٔ موزونجایی که من نشینم بیکار کی نشینم
  6. شمارهٔ ۳۵۴ - در شکر تشریفخدایگان وزیران و پادشاه صدور
  7. شمارهٔ ۳۵۵ - وله ایضاراحت چگونه یابم فضلست مانعم
  8. شمارهٔ ۳۵۶مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.