پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کند

ای کمال زمان بیا و ببین

که ز عشقت چگونه می‌سوزم

با بهار رخت تواند گفت

شب یلداکه روز نوروزم

در فراق رخ چو خورشیدت

روشنایی نمی‌دهد روزم

کیسه‌ای دادیم در این شبها

که همی وام صحبت اندوزم

روزها رفت و من نمی‌دانم

که بر آن کیسه کیسه‌ای دوزم

یارب از کاردی بود با آن

که بدان کین دشمنان توزم

سر چو سرو از نشاط بفرازم

رخ ز شادی چو گل برافروزم

وگر این کار هست بیهوده

تن زن آنگاه کاسهٔ یوزم

سایه بر کار این سخن مفکن

زانکه چون سایه بر تو آموزم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۵۳ - نکتهٔ موزونجایی که من نشینم بیکار کی نشینم
  2. شمارهٔ ۳۵۴ - در شکر تشریفخدایگان وزیران و پادشاه صدور
  3. شمارهٔ ۳۵۵ - وله ایضاراحت چگونه یابم فضلست مانعم
  4. شمارهٔ ۳۵۶مکوش تا بتوانی به جنگ و صلح گزین
  5. شمارهٔ ۳۵۷شود زیادت شادی و غم شود نقصان
  6. شمارهٔ ۳۵۸ای از برادر و پدر افزون دوبار صد
  7. شمارهٔ ۳۵۹ - در افلاس و رنجوری خودبه خدایی که زنده و باقیست
  8. شمارهٔ ۳۶۰ - در عذرای همه سیرت تو هنگ و ثبات
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.