پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایت

نرسد گرد سر فراز همی

خواجه در خدمت تو دستارم

از گریبان من نداری دست

تا دگر دامنی به دست آرم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحباگر بیایی و من بنده را دهی تشریف
  2. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
  3. شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهدایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
  4. شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصرگرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
  5. شمارهٔ ۳۵۰ - در مطایبهعقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
  6. شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کندای کمال زمان بیا و ببین
  7. شمارهٔ ۳۵۲ - در شکایتبزرگوارا دانی کز آفت نقرس
  8. شمارهٔ ۳۵۳ - نکتهٔ موزونجایی که من نشینم بیکار کی نشینم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.