پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویش

امید و بیم دهد خلق را مسخر خویش

بدین دو خویشتن از خلق بازپس دارم

مرا چو در دل از این هر دو هیچ نیست ازو

هزار ناکس پیشم گرش به کس دارم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
  2. شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهدایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
  3. شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصرگرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
  4. شمارهٔ ۳۵۰ - در مطایبهعقل صد مسهل به طبعم بیش دارد
  5. شمارهٔ ۳۵۱ - کیسه‌ای به حکیم وعده کرده‌اند آن را با کاردی طلب می‌کندای کمال زمان بیا و ببین
  6. شمارهٔ ۳۵۲ - در شکایتبزرگوارا دانی کز آفت نقرس
  7. شمارهٔ ۳۵۳ - نکتهٔ موزونجایی که من نشینم بیکار کی نشینم
  8. شمارهٔ ۳۵۴ - در شکر تشریفخدایگان وزیران و پادشاه صدور
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.