پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴۰

بجز تو در دو گیتی کس ندیدست

کریم ابن‌الکریمی تا به آدم

زمین تاب عتاب تو ندارد

چه جای این حدیث است آسمان هم

غرض ذات تو بود ارنه نگشتی

بنی آدم به کرمنا مکرم

سخن کوتاه شد گر راست خواهی

تویی آنکس دگر والله اعلم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۲در آینه چون نگاه کردم
  2. شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازوز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم
  3. شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایتنرسد گرد سر فراز همی
  4. شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویشامید و بیم دهد خلق را مسخر خویش
  5. شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحباگر بیایی و من بنده را دهی تشریف
  6. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
  7. شمارهٔ ۳۴۸ - در مدح تاج الدین ابوالمعالی محمد المستوفی گوید و عرق نسترن خواهدایا به عالم عهد از تو نوبهاروفا
  8. شمارهٔ ۳۴۹ - در بیان هنرهای خود و جهل ابناء عصرگرچه دربستم در مدح و غزل یکبارگی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.