پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوم

من بدعهد را چه می‌گویی

هرچه گویی سزای آن هستم

حاکم ار جرم من بود مردم

داور ار لطف تو بود جستم

لطف باری بریده باد از من

تا به خدمت چرا نپیوستم

می‌ندانم ز پای سر زین غم

تا برفت آن سعادت از دستم

خواستم تا بیایم و گویم

کز حریفان دینه چون رستم

به سر تو که ذات هشیاریست

که هنوز این زمان چنان مستم

که گشادن نمی‌توانم چشم

وین قوافی به حیله بربستم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴۰بجز تو در دو گیتی کس ندیدست
  2. شمارهٔ ۳۴۱ - به مجلس صاحب بار خواهدخداوندا به فر دولت تو
  3. شمارهٔ ۳۴۲در آینه چون نگاه کردم
  4. شمارهٔ ۳۴۳ - در اشتیاق دوستی و طلب مکاتبات ازوز روزگار به یک نامهٔ تو خرسندم
  5. شمارهٔ ۳۴۴ - در شکایتنرسد گرد سر فراز همی
  6. شمارهٔ ۳۴۵ - در حسب حال و وارستگی خویشامید و بیم دهد خلق را مسخر خویش
  7. شمارهٔ ۳۴۶ - در طلب صاحباگر بیایی و من بنده را دهی تشریف
  8. شمارهٔ ۳۴۷ - شکوه از روزگارخدایگانا سالی مقیم بنشستم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.