پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۳ - در شرح اشتیاق گوید

به خدایی که از میان دو حرف

هفت چرخ و چهار طبع انگیخت

بوی کافور و عود و مشک آورد

رنگ طاوس و کبک و زاغ آمیخت

که مرا درد هجر تو بر سر

خاک اندوه و آتش غم بیخت

از برم دل به خدمت تو رسید

وز تنم جان ز فرقت تو گریخت

این چنین کارها زمانه کند

با زمانه نمی‌توان آویخت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیاربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت
  2. شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کندچون برگهای طوبی طبعم به نام تو
  3. شمارهٔ ۳۷ - در مدح گویدای سروری که از گل دل قامت قلم
  4. شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسیرتبت و تمیکن صدر موئتمن
  5. شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر می‌خواست تا کار دو عالم
  6. شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
  7. شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
  8. شمارهٔ ۴۲به خدایی که در ولایت غیب
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.