پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیا

ربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت

کس نمی‌داند که در آفاق انسانی کجاست

دورُ دورِ خّشکسال دّین و قحطِ دّانشست

چند گویی فتح بابی کو و بارانی کجاست

من ترا بنمایم اندر حال صد بوجهل جهل

گر مسلمانی تو تعیین کن که سلمانی کجاست

آسمان بیخ کمال از خاک عالم برکشید

تو زنخ می‌زن که در من گنج پنهانی کجاست

خاک را طوفان اگر غسلی دهد وقت آمدست

ای دریغا داعیی چون نوح و طوفانی کجاست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۷ - در مدح گویدای سروری که از گل دل قامت قلم
  2. شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسیرتبت و تمیکن صدر موئتمن
  3. شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر می‌خواست تا کار دو عالم
  4. شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
  5. شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
  6. شمارهٔ ۴۲به خدایی که در ولایت غیب
  7. شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهدای کریمی که در عطا دادن
  8. شمارهٔ ۴۴ - در هجا گویدرای مجدالملک در ترتیب ملک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.