پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخی

صفی محمد تاریخی از خدای بترس

به خانه باش و میا تا گهی که خوانندت

فصیح و گنگ به تعریض چند گویندت

جوان و پیر به تصریح چند رانندت

گمان بری که ظریفی ولی نمی‌دانی

که پیش مردمک دیده می‌نشانندت

هزار ... خر اندر ... زن آن قوم

که تا فجی بنمیری ظریف دانندت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کندچون برگهای طوبی طبعم به نام تو
  2. شمارهٔ ۳۷ - در مدح گویدای سروری که از گل دل قامت قلم
  3. شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسیرتبت و تمیکن صدر موئتمن
  4. شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر می‌خواست تا کار دو عالم
  5. شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
  6. شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
  7. شمارهٔ ۴۲به خدایی که در ولایت غیب
  8. شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهدای کریمی که در عطا دادن
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.