پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه

آنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست

پادشاه آل یاسین مجد دین بوطالبست

آسمان همت خداوندی که همچون آسمان

همتش بر طول و عرض آفرینش غالبست

آنکه او تا در سرای آفرینش آمدست

تنگ عیشی از سرای آفرینش غایبست

بحر در موج شبانروزی دلش را زیر دست

ابر در باران نوروزی کفش را نایبست

آز محتاجان چو کلکش در مسیر آمد بسوخت

آز گویی دیو و کلک او شهاب ثاقبست

دی همی گفتم که از دیوان رای صائبش

آفتاب و ماه را هر روزی نوری راتبست

آسمان گفتا چه می‌گویی که گوید در جهان

پرتو نور نبوت را که رایی صایبست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهدای کریمی که در عطا دادن
  2. شمارهٔ ۴۴ - در هجا گویدرای مجدالملک در ترتیب ملک
  3. شمارهٔ ۴۵ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت اواز خواص سخای مجد کرم
  4. شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گویدتو آن فرزانهٔ آزاد مردی
  5. شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرمودهای بزرگی که دین یزدان را
  6. شمارهٔ ۴۸به خدایی که از کمان قضا
  7. شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهدفریدالدین کاتب دام عزه
  8. شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدومشاها بدان خدای که بر دست قدرتش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.