پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد

فریدالدین کاتب دام عزه

مگر چون ده منی سیکیش بردست

به گرمایی چنین در چار طاقش

به دست چار خوارزمی سپردست

بنتوانی شنید آخر که گویند

که آن صافی سخن محبوس دردست

به آبی چند آبش باز روی آر

اگر دانی که آن آتش نمردست

مصون باد از حوادث نفس عالیت

الا تا نقش گیتی ناستردست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندیبه خدایی که روز را دامن
  2. شمارهٔ ۵۲به خدایی که با بزرگی او
  3. شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستادهمرا مقصود فرزندان آدم
  4. شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیآن شد که جهان لاف همی زد که من آنم
  5. شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را
  6. شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش
  7. شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش
  8. شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.