پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندی

به خدایی که روز را دامن

با گریبان شب گره کردست

پشت چرخ از نهیب تیر قضا

جفته همچون کمان به زه کردست

کارزوی توام جهان فراخ

تنگ چون حلقهٔ زره کردست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستادهمرا مقصود فرزندان آدم
  2. شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیآن شد که جهان لاف همی زد که من آنم
  3. شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را
  4. شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش
  5. شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش
  6. شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او
  7. شمارهٔ ۵۹عاقلا از سر جهان برخیز
  8. شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعیاز آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.