پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستاده

مرا مقصود فرزندان آدم

ز فرزندان صدق خود شمردست

خداوند اوحدالدین خواجه‌اسحق

که گیتی با بزرگیهاش خردست

گرش بینی بگو ای آنکه پایت

ز رتبت پایهٔ گردون سپردست

خبر داری که فرزند عزیزت

چه پای امروز در خواری فشردست

ز پای اندر میفکن دست گیرش

که اندر پایمال و دست بردست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را
  2. شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش
  3. شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش
  4. شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او
  5. شمارهٔ ۵۹عاقلا از سر جهان برخیز
  6. شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعیاز آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
  7. شمارهٔ ۶۱به خدایی که در دوازده میل
  8. شمارهٔ ۶۲گشته‌ام بی‌نظیر تا که ترا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.