پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی

آن شد که جهان لاف همی زد که من آنم

کز بوالحسنم راتبه هر روز سه مردست

زان روز که قصد فلک از غصهٔ رتبت

در گوشهٔ حبسش گرو حادثه کردست

بالله به نان و نمک او که جهان نیز

جز خون جگر یک شکم سیر نخوردست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش
  2. شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش
  3. شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او
  4. شمارهٔ ۵۹عاقلا از سر جهان برخیز
  5. شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعیاز آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
  6. شمارهٔ ۶۱به خدایی که در دوازده میل
  7. شمارهٔ ۶۲گشته‌ام بی‌نظیر تا که ترا
  8. شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان اعظم سنجردوش خوابی دیده‌ام گو نیک دیدی نیک باد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.