پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواسته

ایا خسروی کز پی جاه خویش

فلک را به جاهت نیاز آمدست

ازین یک غلام تو یعنی جهان

که با خفته بختم به راز آمدست

که داند که بی‌صبر کوتاه عمر

به رویم چه رنج دراز آمدست

نگوئیش کاندر جفای فلان

ز ما کی ترا این جواز آمدست

به کشتی نوحم رسان هین که غم

چو طوفان به گردم فراز آمدست

ترا سهل باشد مرا ممتنع

نه پای تو در سنگ آز آمدست

بده زانکه کارم درین کوچ تنگ

تو گویی مگر ترکتاز آمدست

از آن پس که اسبی و فرشیم نیست

به زینی و یک خیمه باز آمدست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۸ - حساد او را به تهمتی منسوب کردند قسمیات در نفی تهمت و ذم شاعری و استغفار گویدبدان خدای که در جست و جوی قدرت او
  2. شمارهٔ ۵۹عاقلا از سر جهان برخیز
  3. شمارهٔ ۶۰ - مطایبه در موفق سبعیاز آن سپس که به تعریض یک دوبارم رفت
  4. شمارهٔ ۶۱به خدایی که در دوازده میل
  5. شمارهٔ ۶۲گشته‌ام بی‌نظیر تا که ترا
  6. شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطان اعظم سنجردوش خوابی دیده‌ام گو نیک دیدی نیک باد
  7. شمارهٔ ۶۴ - در مدح اقضی‌القضاة قاضی حمیدالدینقطعهٔ صدر اجل قاضی قضاة شرق و غرب
  8. شمارهٔ ۶۵ - مطایبهحاجبت رگ ز دست دانستم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.