پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۸

به خدایی که از کمان قضا

تیر تقدیر را روان کردست

چشمهٔ آفتاب رخشان را

خازن نقد آسمان کردست

کز نحیفی و ناتوانی و ضعف

دورم از روی تو چنان کردست

که مرا دور بودن از رویت

هرچه گویم فزون از آن کردست

نتوان شرح داد آنکه مرا

غم هجر تو بر چه سان کردست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدومشاها بدان خدای که بر دست قدرتش
  2. شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندیبه خدایی که روز را دامن
  3. شمارهٔ ۵۲به خدایی که با بزرگی او
  4. شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستادهمرا مقصود فرزندان آدم
  5. شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیآن شد که جهان لاف همی زد که من آنم
  6. شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را
  7. شمارهٔ ۵۶ - از الب ارغون فرش و اسب و زین و خیمه خواستهایا خسروی کز پی جاه خویش
  8. شمارهٔ ۵۷ - اظهار اشتیاق کندبه خدایی که در پرستش خویش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.