پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گوید

تو آن فرزانهٔ آزاد مردی

که آزادی ز مادر با تو زادست

دلت گر یک زمان در بند ما شد

به ما بر دست فرمانت گشادست

اگر بی‌تو نشستی بود ما را

غرامت را به جانی ایستادست

تو گر گویی که روز آمد به آخر

حدیثی از سر انصاف و دادست

ولیکن چون تویی روز زمانه

ترا هر گه که بینم بامدادست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴۸به خدایی که از کمان قضا
  2. شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهدفریدالدین کاتب دام عزه
  3. شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدومشاها بدان خدای که بر دست قدرتش
  4. شمارهٔ ۵۱ - در آرزومندیبه خدایی که روز را دامن
  5. شمارهٔ ۵۲به خدایی که با بزرگی او
  6. شمارهٔ ۵۳ - قطعهٔ زیر را به خواجه اسحاق پدر خواندهٔ خود فرستادهمرا مقصود فرزندان آدم
  7. شمارهٔ ۵۴ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانیآن شد که جهان لاف همی زد که من آنم
  8. شمارهٔ ۵۵ - مطایبهدوش در خواب من پیمبر را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.