پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید

ای سروری که از گل دل قامت قلم

بی‌خدمت دوات تو بسته کمر نخاست

بادا همیشه ملک جمال تو منتظم

کز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست

بی‌طبع دلگشای تو از سنگ زر نخاست

بی‌لفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست

دعوی همی کنم که در آفاق چون تویی

از مسند امامت صدری دگر نخاست

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر می‌خواست تا کار دو عالم
  2. شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
  3. شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
  4. شمارهٔ ۴۲به خدایی که در ولایت غیب
  5. شمارهٔ ۴۳ - شراب خواهدای کریمی که در عطا دادن
  6. شمارهٔ ۴۴ - در هجا گویدرای مجدالملک در ترتیب ملک
  7. شمارهٔ ۴۵ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی و شکر نعمت اواز خواص سخای مجد کرم
  8. شمارهٔ ۴۶ - بیگاه به حضرت رفت در عذر آن گویدتو آن فرزانهٔ آزاد مردی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.