پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۳۲ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمه

گره عهد آسمان سست است

گره کیسهٔ عناصر سخت

آنکه بگشاد هیچ وقت نبست

گره عهد و بندگیش ز بخت

کیست بحری که موج بخشش اوی

کیسهٔ بحر و کان کند پردخت

میر بوطالب آنکه او ثمرست

اسدالله باغ و نعمه درخت

پادشاهیست نسبت او را تاج

شهریاریست همت او را تخت

جرم ماه از اشارت جدش

هم به دو نیمه گشت و هم یک لخت

عرش می‌گفت در احد تکبیر

پدرش تیغ فتح می‌آهخت

در ترازوی همتش هرگز

حاصل روزگار هیچ نسخت

دست او سایه بر جهان افکند

با عدم برد تنگدستی رخت

باد دستش قوی و از دستش

دشمنش لخت لخت گشته به لخت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۳۴ - در هجو صفی محمد تاریخیصفی محمد تاریخی از خدای بترس
  2. شمارهٔ ۳۵ - در شکایت دنیاربع مسکون آدمی را بود، دیو و دد گرفت
  3. شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کندچون برگهای طوبی طبعم به نام تو
  4. شمارهٔ ۳۷ - در مدح گویدای سروری که از گل دل قامت قلم
  5. شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسیرتبت و تمیکن صدر موئتمن
  6. شمارهٔ ۳۹ - در محمدت صاحب ناصرالدینقدر می‌خواست تا کار دو عالم
  7. شمارهٔ ۴۰ - فی‌الحکمةآن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی
  8. شمارهٔ ۴۱ - در مدح مجدالدین ابوطالب نعمهآنکه بر سلطان گردون نور رایش غالبست
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.