پرش به محتوای اصلی
امیر معزی

امیر معزی

قصاید

۴۶۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ چو بشنید فرخنده عید پیمبر
  2. شمارهٔ ۱۸۲ زین مبارک‌تر به عمر اندر نباشد روزگار
  3. شمارهٔ ۱۸۳ ای ز دارٍُالملک رفته مدتی سوی سفر
  4. شمارهٔ ۱۸۴ آفرین بر خسروی‌ کاو را چنین باشد وزیر
  5. شمارهٔ ۱۸۵ گرچه آمد داستان خسرو شیرین به سر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ عزیزست و پاینده دین پیمبر
  8. شمارهٔ ۱۸۸ صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر
  9. شمارهٔ ۱۸۹ گفتم به عقل دوش‌ که یا اَحسَن‌الصُّور
  10. شمارهٔ ۱۹۰ همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر
  11. شمارهٔ ۱۹۱ سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر
  12. شمارهٔ ۱۹۲ عاشق آنم‌که عنابش همی بارد شکر
  13. شمارهٔ ۱۹۳ شغل دولت بی‌خطر شد کار ملت با خطر
  14. شمارهٔ ۱۹۴ در هر چمن از گردش خورشید منور
  15. شمارهٔ ۱۹۵ گر ز حضرت به‌ سوی خلد برین رفت پدر
  16. شمارهٔ ۱۹۶ ماه تابان دیده‌ای تابان ز سرو جانور
  17. شمارهٔ ۱۹۷ ایا نوشته هنرنامه‌ها فزون ز هزار
  18. شمارهٔ ۱۹۸ بر فتح همی دور کند گنبد دوار
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ای آمده ز مشرق پیروز و کامکار
  20. شمارهٔ ۲۰۰ تا باغ زرد روی شد از گشت روزگار
  21. شمارهٔ ۲۰۱ تا خزان زد خیمهٔ کافورگون در کوهسار
  22. شمارهٔ ۲۰۲ مشک و شنگرف است‌ گویی بیخته بر کوهسار
  23. شمارهٔ ۲۰۳ تا که جز یزدان به عالم در نباشد کردگار
  24. شمارهٔ ۲۰۴ آهن و نی جون پدید آمد ز صنع‌کردگار
  25. شمارهٔ ۲۰۵ توانگری و جوانی و عشق و بوی بهار
  26. شمارهٔ ۲۰۶ چون عقیق آبدارست وکمند تابدار
  27. شمارهٔ ۲۰۷ مستی و عاشقی و جوانی و نوبهار
  28. شمارهٔ ۲۰۸ چه جوهر است ‌که آن را ز آهن است حصار
  29. شمارهٔ ۲۰۹ مبارک آمد بازی بدیع طرفه شکار
  30. شمارهٔ ۲۱۰ ای جهان را از قوام‌الدین مبارک یادگار
  31. شمارهٔ ۲۱۱ بازآمد از سفر به حضر صدر روزگار
  32. شمارهٔ ۲۱۲ چون شمردم یازده منزل ز راه روزگار
  33. شمارهٔ ۲۱۳ این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار
  34. شمارهٔ ۲۱۴ از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار
  35. شمارهٔ ۲۱۵ هرکه را باشد ز دولت بخت نیک آموزگار
  36. شمارهٔ ۲۱۶ امسال در آفاق دو عید است به یک بار
  37. شمارهٔ ۲۱۷ چیست آن‌ کوه زمین‌پیما و باد راهوار
  38. شمارهٔ ۲۱۸ ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار
  39. شمارهٔ ۲۱۹ بی‌روح پیکری است‌ گه جنگ جان شکار
  40. شمارهٔ ۲۲۰ چون وزارت یافت صدر روزگار از شهریار
  41. شمارهٔ ۲۲۱ راز نهان خویش جهان کرد آشکار
  42. شمارهٔ ۲۲۲ پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار
  43. شمارهٔ ۲۲۳ چون ز سلطانان گیتی شهریاراست اختیار
  44. شمارهٔ ۲۲۴ حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار
  45. شمارهٔ ۲۲۵ تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
  46. شمارهٔ ۲۲۶ هر جهانداری که باشد رای او سوی شک‌ار
  47. شمارهٔ ۲۲۷ دل بی‌قرار دارم از آن زلف بی‌قرار
  48. شمارهٔ ۲۲۸ تا باد خزان حُلّه برون کرد ز گلزار
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ای جوان دولت جهاندار ای همایون شهریار
  50. شمارهٔ ۲۳۰ آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار
  51. شمارهٔ ۲۳۱ دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار
  52. شمارهٔ ۲۳۲ چون عقیق آبدار است و کمند تابدار
  53. شمارهٔ ۲۳۳ هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بنگر این پیروزه‌گون دریای ناپیدا کنار
  55. شمارهٔ ۲۳۵ تا طَیْلسان سبز برافکند جویبار
  56. شمارهٔ ۲۳۶ تا خزان زد خیمهٔ‌ کافورگون بر کوهسار
  57. شمارهٔ ۲۳۷ شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
  58. شمارهٔ ۲۳۸ - در مدح عمادالدین شرف الملک ابوسعد محمد بن منصور بن محمد خوارزمی گل و مَه است همانا شکفته عارض یار
  59. شمارهٔ ۲۳۹ ربود از دلم آن زلف بی‌قرار، قرار
  60. شمارهٔ ۲۴۰ ای پرنگار گشته ز تو ‌دور روزگار

متن اشعار به نقل از گنجور.