فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۱ چو بشنید فرخنده عید پیمبر
- شمارهٔ ۱۸۲ زین مبارکتر به عمر اندر نباشد روزگار
- شمارهٔ ۱۸۳ ای ز دارٍُالملک رفته مدتی سوی سفر
- شمارهٔ ۱۸۴ آفرین بر خسروی کاو را چنین باشد وزیر
- شمارهٔ ۱۸۵ گرچه آمد داستان خسرو شیرین به سر
- شمارهٔ ۱۸۶ چون شمردم در سفر یک نیمه از ماه صفر
- شمارهٔ ۱۸۷ عزیزست و پاینده دین پیمبر
- شمارهٔ ۱۸۸ صبوح مرا خوش کن ای خوش پسر
- شمارهٔ ۱۸۹ گفتم به عقل دوش که یا اَحسَنالصُّور
- شمارهٔ ۱۹۰ همیشه بر گل و نسرین دو زلف آن بت دلبر
- شمارهٔ ۱۹۱ سوال کردم از اقبال دوش وقت سحر
- شمارهٔ ۱۹۲ عاشق آنمکه عنابش همی بارد شکر
- شمارهٔ ۱۹۳ شغل دولت بیخطر شد کار ملت با خطر
- شمارهٔ ۱۹۴ در هر چمن از گردش خورشید منور
- شمارهٔ ۱۹۵ گر ز حضرت به سوی خلد برین رفت پدر
- شمارهٔ ۱۹۶ ماه تابان دیدهای تابان ز سرو جانور
- شمارهٔ ۱۹۷ ایا نوشته هنرنامهها فزون ز هزار
- شمارهٔ ۱۹۸ بر فتح همی دور کند گنبد دوار
- شمارهٔ ۱۹۹ ای آمده ز مشرق پیروز و کامکار
- شمارهٔ ۲۰۰ تا باغ زرد روی شد از گشت روزگار
- شمارهٔ ۲۰۱ تا خزان زد خیمهٔ کافورگون در کوهسار
- شمارهٔ ۲۰۲ مشک و شنگرف است گویی بیخته بر کوهسار
- شمارهٔ ۲۰۳ تا که جز یزدان به عالم در نباشد کردگار
- شمارهٔ ۲۰۴ آهن و نی جون پدید آمد ز صنعکردگار
- شمارهٔ ۲۰۵ توانگری و جوانی و عشق و بوی بهار
- شمارهٔ ۲۰۶ چون عقیق آبدارست وکمند تابدار
- شمارهٔ ۲۰۷ مستی و عاشقی و جوانی و نوبهار
- شمارهٔ ۲۰۸ چه جوهر است که آن را ز آهن است حصار
- شمارهٔ ۲۰۹ مبارک آمد بازی بدیع طرفه شکار
- شمارهٔ ۲۱۰ ای جهان را از قوامالدین مبارک یادگار
- شمارهٔ ۲۱۱ بازآمد از سفر به حضر صدر روزگار
- شمارهٔ ۲۱۲ چون شمردم یازده منزل ز راه روزگار
- شمارهٔ ۲۱۳ این مهرگان فرخ و جشن بزرگوار
- شمارهٔ ۲۱۴ از هیبت شمشیر تو ای شاه جهاندار
- شمارهٔ ۲۱۵ هرکه را باشد ز دولت بخت نیک آموزگار
- شمارهٔ ۲۱۶ امسال در آفاق دو عید است به یک بار
- شمارهٔ ۲۱۷ چیست آن کوه زمینپیما و باد راهوار
- شمارهٔ ۲۱۸ ای تاج دین و دنیا ای فخر روزگار
- شمارهٔ ۲۱۹ بیروح پیکری است گه جنگ جان شکار
- شمارهٔ ۲۲۰ چون وزارت یافت صدر روزگار از شهریار
- شمارهٔ ۲۲۱ راز نهان خویش جهان کرد آشکار
- شمارهٔ ۲۲۲ پوشیده نیست واقعهٔ تیر شهریار
- شمارهٔ ۲۲۳ چون ز سلطانان گیتی شهریاراست اختیار
- شمارهٔ ۲۲۴ حَبَّذا این باغ خرم وین همایون روزگار
- شمارهٔ ۲۲۵ تا گه از جم یادگارست این همایون روزگار
- شمارهٔ ۲۲۶ هر جهانداری که باشد رای او سوی شکار
- شمارهٔ ۲۲۷ دل بیقرار دارم از آن زلف بیقرار
- شمارهٔ ۲۲۸ تا باد خزان حُلّه برون کرد ز گلزار
- شمارهٔ ۲۲۹ ای جوان دولت جهاندار ای همایون شهریار
- شمارهٔ ۲۳۰ آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگار
- شمارهٔ ۲۳۱ دیدم شبی به خواب درختی بزرگوار
- شمارهٔ ۲۳۲ چون عقیق آبدار است و کمند تابدار
- شمارهٔ ۲۳۳ هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یار
- شمارهٔ ۲۳۴ بنگر این پیروزهگون دریای ناپیدا کنار
- شمارهٔ ۲۳۵ تا طَیْلسان سبز برافکند جویبار
- شمارهٔ ۲۳۶ تا خزان زد خیمهٔ کافورگون بر کوهسار
- شمارهٔ ۲۳۷ شکر یزدان را که از فر وزیر شهریار
- شمارهٔ ۲۳۸ - در مدح عمادالدین شرف الملک ابوسعد محمد بن منصور بن محمد خوارزمی گل و مَه است همانا شکفته عارض یار
- شمارهٔ ۲۳۹ ربود از دلم آن زلف بیقرار، قرار
- شمارهٔ ۲۴۰ ای پرنگار گشته ز تو دور روزگار
متن اشعار به نقل از گنجور.