پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۷

چون کعبه هرانکس که نشد شاد بکویش

گر قبله بود کس نکند روی برویش

هرگه به تبسم بگشاد آن دهن تنگ

بر تنگدلان رحم نشد یکسر مویش

از بسکه کشد غنچه صفت رو بهم از خشم

صد چاک چو گل شد دلم از تنگی خویش

ای باد اگر آن نوگل بیرحم بعاشق

زنهار نبخشید تو زنهار بگویش

گر خار دل آزردن بلبل نبود عیب

زشت است اگر بدرسد از روی نکویش

اهلی ز خریداری یوسف چه زنی دم

یعقوب صفت چشم همیدار به بویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۹در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
  2. شمارهٔ ۸۸۰دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش
  3. شمارهٔ ۸۸۱گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش
  4. شمارهٔ ۸۸۲ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
  5. شمارهٔ ۸۸۳من نه آنم که بنالم ز دل افکاری خویش
  6. شمارهٔ ۸۸۴یار باید بر سر ما سایه گستر بودنش
  7. شمارهٔ ۸۸۵کشته ام خار ملامت همه پیرامن خویش
  8. شمارهٔ ۸۸۶بصبح وصل کشد این شب ستم خوشباش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.