پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۳

مرو از دیده چو برق و بمن زار ببخش

بارها سوخته یی خرمنم انبار ببخش

شرف صحبت گل محو کند زشتی خار

نیکی خود نگر و جرم من خوار ببخش

کرد دل میل تو و دیده بود اشک افشان

هرچه دل کرد بدین دیده خونبار ببخش

گر سر نامه گشایی بودش باد بهار

بگشا سنبل و صد نافه تاتار ببخش

حاجتم از شکرستان لبت حاصل کن

نیست خود حاجت گفتن که چه مقدار ببخش

عاقبت جان نبرد هرکه غم عشق گزید

ای اجل بگذر و مارا بغم یار ببخش

گر چو شمع سحرت باد دهد مژده دوست

حاصل زندگی خویش بیک بار ببخش

چون بمیخانه رسی از سر و دستار مگو

بلکه در پای قدح نه سرو دستار ببخش

گر نبخشی بنکویان بد اهلی ساقی

به پشیمانی رندان گنهکار ببخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۵آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش
  2. شمارهٔ ۸۷۶ای دل گه وصلش بجوار دگران باش
  3. شمارهٔ ۸۷۷چون کعبه هرانکس که نشد شاد بکویش
  4. شمارهٔ ۸۷۸امشب که چراغ نظری چرب زبان باش
  5. شمارهٔ ۸۷۹در کوی تو تا کس قدم از ما ننهد پیش
  6. شمارهٔ ۸۸۰دلا چو باز گریزان ز وصل مردم باش
  7. شمارهٔ ۸۸۱گریه خواهد ریخت خون من تو خود آسوده باش
  8. شمارهٔ ۸۸۲ما که از اول بلی گفتیم با دلدار خویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.