پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۸

ساغر زده و شمع قد افراخته‌ای باز

در خرمن گل آتشی انداخته‌ای باز

پیداست از آن خنده شیرین نهانی

با غمزده‌ای شعبده‌ای باخته‌ای باز

من سوخته خرمن شدم از نعل سمندت

چون برق چرا بر سر من تاخته‌ای باز

انگشت‌نما چون مه نو کردیم از ضعف

رسوای جهان از ستمم ساخته‌ای باز

آتش ننشست ای گلت از کشتن بلبل

مست از پی خون ریختن فاخته‌ای باز

با لاله‌ستان دل از آنت نظر افتاد

کز لاله دلسوخته نشناخته‌ای باز

آهت چو شفق دامن افلاک گرفته

اهلی علم داد برافراخته‌ای باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۰سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
  2. شمارهٔ ۸۶۱سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز
  3. شمارهٔ ۸۶۲از بیم غصه شب و خوف ملال روز
  4. شمارهٔ ۸۶۳اشارت تو بجان دادنم بشارت بس
  5. شمارهٔ ۸۶۴هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
  6. شمارهٔ ۸۶۵حال من دور از آن جمال مپرس
  7. شمارهٔ ۸۶۶نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
  8. شمارهٔ ۸۶۷نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.