پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۲

از بیم غصه شب و خوف ملال روز

روزم خیال شب کشد و شب خیال روز

آسوده خسته یی که بخواب عدم بود

وارسته از عذاب شب و قیل و قال روز

شب همچو شمع سوخته و روز مرده ایم

آنست حال ما شب و اینست حال روز

آن چشمه حیات کجا تیره دل کجا

هرگز که دید در شب ظلمت مجال روز

امشب که یار زلف پریشان گشاده است

اهلی بیا و در دل شب بین جمال روز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۴هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
  2. شمارهٔ ۸۶۵حال من دور از آن جمال مپرس
  3. شمارهٔ ۸۶۶نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
  4. شمارهٔ ۸۶۷نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
  5. شمارهٔ ۸۶۸تا غرق بحر خون نشوی از جفای کس
  6. شمارهٔ ۸۶۹گو جام جم مباش، سفال شراب بس
  7. شمارهٔ ۸۷۰گدای دل شو و فارغ ز پادشاهی باش
  8. شمارهٔ ۸۷۱مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.