پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۷

نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس

ز گریه حال دلم بین ز ناله باز مپرس

به بین زبانه آتش ز چاک سینه من

خبر زدود دل و آه جانگداز مپرس

حدیث بلبل بیدل که چون جگر خونست

ز لاله پرس چو پرسی ز سرو ناز مپرس

بیار باده مپرس از تطاول زلفش

شب است کوته ازین قصه دراز مپرس

هزار نکته سربسته زان دهان داریم

ولی حکایت پنهان ز اهل راز مپرس

دلم سجود بتان گر کند مجازی نیست

تو در حقیقت دل بین و از مجاز مپرس

اگر حدیث تو پرسد چه عیب اهلی را

کسی نگفت بمحمود کز ایاز مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۹گو جام جم مباش، سفال شراب بس
  2. شمارهٔ ۸۷۰گدای دل شو و فارغ ز پادشاهی باش
  3. شمارهٔ ۸۷۱مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویش
  4. شمارهٔ ۸۷۲غم پریشان سازم از مستی چو زلف پرخمش
  5. شمارهٔ ۸۷۳مرو از دیده چو برق و بمن زار ببخش
  6. شمارهٔ ۸۷۴چو مه بمهر فلک شهره در جهان کم باش
  7. شمارهٔ ۸۷۵آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش
  8. شمارهٔ ۸۷۶ای دل گه وصلش بجوار دگران باش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.