پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۹

گو جام جم مباش، سفال شراب بس

لب تشنه را ز هر دو جهان یکدم آب بس

حرف محبت است مراد از جهان رقم

یک نکته فهم گر کنی از صد کتاب بس

ای آفتاب حسن نگاهی مرا بس است

در کار ذره یک نظر از آفتاب بس

در جان من نشین و بچشم کسان مرو

ای گنج حسن جای تو جان خراب بس

کنجی و ساقیی و شرابی و همدمی

از نسخه زمانه همین انتخاب بس

بودم ز شمع خویش چو پروانه مضطرب

آتش بمن فکند چه گفت اضطراب بس

وصلت کجا و دیده بیدار از کجا

اهلی اگر خیال تو بیند بخواب بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۱مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویش
  2. شمارهٔ ۸۷۲غم پریشان سازم از مستی چو زلف پرخمش
  3. شمارهٔ ۸۷۳مرو از دیده چو برق و بمن زار ببخش
  4. شمارهٔ ۸۷۴چو مه بمهر فلک شهره در جهان کم باش
  5. شمارهٔ ۸۷۵آن پریرو هرکه خواهد دست دل در گردنش
  6. شمارهٔ ۸۷۶ای دل گه وصلش بجوار دگران باش
  7. شمارهٔ ۸۷۷چون کعبه هرانکس که نشد شاد بکویش
  8. شمارهٔ ۸۷۸امشب که چراغ نظری چرب زبان باش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.