پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

دیده بوصل آرمید دل نشود خوش هنوز

آب ز سر برگذشت در جگر آتش هنوز

آ]وی سرگشته شد کشته به تیر نظر

گر نبرد ترک مست دست بترکش هنوز

از گذر سیل اشک نقش بصر شسته شد

و از اثر خون دل چهره منقش هنوز

کار دل آشفتگان راست شد از نوخطان

خاطر مجموع ما از تو مشوش هنوز

گرچه بروی چو روز زلف چو شب بسته یی

روز کنی شام ما از رخ مهوش هنوز

سبزه تر خشک شد غنچه گل باد برد

نرگس ما خاک شد سرو سهی خوش هنوز

خاک تن کوهکن باد بهر گوشه برد

صورت شیرین زناز مانده برابرش هنوز

هر خس و خاری که بود گشت بکویت عزیز

اهلی شوریده بخت خوار و ستم کش هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹فریاد که یار می‌رود باز
  2. شمارهٔ ۸۶۰سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
  3. شمارهٔ ۸۶۱سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز
  4. شمارهٔ ۸۶۲از بیم غصه شب و خوف ملال روز
  5. شمارهٔ ۸۶۳اشارت تو بجان دادنم بشارت بس
  6. شمارهٔ ۸۶۴هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
  7. شمارهٔ ۸۶۵حال من دور از آن جمال مپرس
  8. شمارهٔ ۸۶۶نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.