پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

در عین عتاب از بر ما میگذری باز

طوری عجب امروز بما مینگری باز

من بنده لطفت که بخشمم چه فروشی

یک خنده وز دو جهانم بخری باز

چون آینه با همنفسان روی برویی

وه کز نفس سوختگان بیخبری باز

ای مرغ بهشتی که بما انس گرفتی

از طعن حسودان ز کف ما نپری باز

آه از تو پریزداه که گر میروی از چشم

تا من مژه برهم زده ام در نظری باز

اهلی بخرابات مغان هرچه ببازی

گر صبر کنی هم ز خرابات بری باز

در گلشن وصل تو چه کم گردد اگر من

جان تازه کنم همچو نسیم سحری باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸ساغر زده و شمع قد افراخته‌ای باز
  2. شمارهٔ ۸۵۹فریاد که یار می‌رود باز
  3. شمارهٔ ۸۶۰سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز
  4. شمارهٔ ۸۶۱سرم بریدی و مهر تو در دل است هنوز
  5. شمارهٔ ۸۶۲از بیم غصه شب و خوف ملال روز
  6. شمارهٔ ۸۶۳اشارت تو بجان دادنم بشارت بس
  7. شمارهٔ ۸۶۴هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
  8. شمارهٔ ۸۶۵حال من دور از آن جمال مپرس
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.