پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۰

سوختم بهر خدا در هجر ازین بیشم مسوز

بیش ازین از حسرت شمع رخ خویشم مسوز

خنده بر حالم مکن وز لب نمک بر من مپاش

گر نبخشی مرهمی باری دل ریشم مسوز

چون نگردی آشنا بیگانه وارم هم مران

بیش از این از طعنه بیگانه و خویشم مسوز

گر در آن اندیشه یی کز حسرتم سوزی چو شمع

لطف کن پیش رقیبان بد اندیشم مسوز

گر بجرم عشق چون اهلی سزای آتشم

خود بسوز، از جور این چرخ ستم کیشم مسوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۲از بیم غصه شب و خوف ملال روز
  2. شمارهٔ ۸۶۳اشارت تو بجان دادنم بشارت بس
  3. شمارهٔ ۸۶۴هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
  4. شمارهٔ ۸۶۵حال من دور از آن جمال مپرس
  5. شمارهٔ ۸۶۶نوازش تو قیامی ز سرو قامت بس
  6. شمارهٔ ۸۶۷نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
  7. شمارهٔ ۸۶۸تا غرق بحر خون نشوی از جفای کس
  8. شمارهٔ ۸۶۹گو جام جم مباش، سفال شراب بس
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.