پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۷ - فرستادن قاصد بداین برای احضار میرزا یحیی پسر حسن خان

وز آن سو فرستاد خان اجل

یکی قاصدی تند پا چون اجل

به داین به نزدیک یحیای راد

که ای برمکی رأی فرخ نژاد

برو زود در عرصه خانقاه

به همراه این پهلوانان بگاه

بیارای پنهان یکی لشگری

یکی شورش افکن به هر کشوری

سران سپه را سرافراز کن

بمردانگی جنگ را ساز کن

زد این ببر چند تن پهلوان

که باشند صاحبدل و نوجوان

پسر باش و کار پدر راست کن

پس آنگه زر و سیم درخواست کن

اگر فتح کردی در این کار زار

ببستی عدوی و گشادی حصار

همه رایگان نقد آنجا تراست

همه شایگان گنج یغما تراست

ترا باد صندوق و یخدان و فرش

نجوید کسی از تو تاودان و ارش

جوانمرد یحیای فرخنده بخت

از این مژده شد شاد و خندید سخت

طلب کرد آن پهلوانان گو

فرو خواند آن نوجوانان نو

دلیر قوی پنجه عبدالمجید

که گیتی چو او پهلوانی ندید

علی کوهی و عبدل و خانلرا

همان مهدی گرد جنگ آورا

پس آنگاه بخشید تشریفشان

ببستند اندر کمر کیفشان

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۹ - خواستن میرزایحیی آقاخان بیک را از آدشتهو زان پس روان شد یکی تند مرد
  2. بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاهسحرگاه چون اختر اورمزد
  3. بخش ۱۱ - گفتار فیض الله بزبان مردم خانقاهچه نشتی که رانئا زن خیننه
  4. بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاهنشستی بایوان ونازی ببخت
  5. بخش ۱۳ - پاسخ دادن بانو بفیض اللهچه بانو نیوشید پیغام او
  6. بخش ۱۴ - دلداری دادن محمد بانو رامحمد بدو گفت مخروش هیچ
  7. بخش ۱۵ - پاسخ بانوی خانقاه به محمد و خواستن پهلوانان راچو بشنید بانو چنین داستان
  8. بخش ۱۶ - خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوسدر این کار بودند کارآگهان
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.