پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۱۳ - پاسخ دادن بانو بفیض الله

چه بانو نیوشید پیغام او

درافتاد لرزه بر اندام او

بغرید همچو یکی ماده شیر

نظر کرد در روی او خیر خیر

که اینان کجا مرد کار منند

اگر شیر نر، شیر خوار منند

مرا عار باشد از اینان گریز

ندارم بدل هیچ باک از ستیز

مگر حکم شهزاده کاری کند

سمند سواران غباری کند

وگرنه ز یحیی و اکبر کسی

نترسد که دیدم از اینان بسی

مرا نیست با حکم شهزاده تاب

کند خانه ام را به سختی خراب

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۱۵ - پاسخ بانوی خانقاه به محمد و خواستن پهلوانان راچو بشنید بانو چنین داستان
  2. بخش ۱۶ - خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوسدر این کار بودند کارآگهان
  3. بخش ۱۷ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسیرسیدند گردان خونخوار یل
  4. بخش ۱۸ - سفارش بانو با کدخدا و رئیس و وصیت او با فرنگیس و بلقیسچو بانو شنید این حکایت تمام
  5. بخش ۱۹ - گفتگوی بانوی یگانه هنگام وداع با خانهپس آنگه در ایوان خود بنگریست
  6. بخش ۲۰ - زاری کردن فرنگیس در فراق والده بلقیس بانوی خوداز آن سو فرنگیس ژولیده موی
  7. بخش ۲۱ - درآمدن سپاه نصرت پناه و ورود آنها بجانب خانقاهدر این گفتگو بود آن خوبچهر
  8. بخش ۲۲ - گریستن اهالی مشکو در فراق بانوهمه اهل مشکو ز جا خواستند
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.