پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۱۸ - سفارش بانو با کدخدا و رئیس و وصیت او با فرنگیس و بلقیس

چو بانو شنید این حکایت تمام

تو گفتی نشاندند زهرش بکام

چنین گفت با پهلوانان خویش

مدارید اندیشه از جان خویش

شما باید از بردن مال و رخت

دریغی نسازید و کوشید سخت

مبادا که مالم به یغما رود

کنم موی و کس ناله ام نشنود

نیارد کس گوش بر ناله ام

برد آب جو رنج سی ساله ام

گران سنگ چون اندر افتد ز کوه

ببالاش نارد هزاران گروه

پس آنگه بخواند او فرنگیس را

سپردش به کف دست بلقیس را

بدو گفت کای دست پرورد من

ببین اشگ سرخ و رخ زرد من

تو امروز بهتر ز دخت منی

بدین تازگی دست پخت منی

مرا بخت برگشته ز این روزگار

ندارم دگر چاره غیر از فرار

تو اینجا نگهبان این خانه باش

اگر چه زنی لیک مردانه باش

حصاری شو ای مه دراین خوش حصار

بزن تکیه در برج خورشیدوار

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۲۰ - زاری کردن فرنگیس در فراق والده بلقیس بانوی خوداز آن سو فرنگیس ژولیده موی
  2. بخش ۲۱ - درآمدن سپاه نصرت پناه و ورود آنها بجانب خانقاهدر این گفتگو بود آن خوبچهر
  3. بخش ۲۲ - گریستن اهالی مشکو در فراق بانوهمه اهل مشکو ز جا خواستند
  4. بخش ۲۳ - پاسخ بانو بیاران و وداع با دوستدارانچنین گفت بانوی شیرین زبان
  5. بخش ۲۴ - رفتن بانو از حصار برای زینهار بخانه حاجی میرزا باقر جاور سیانیپس آنگه یکی توسنی تند خواست
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.