پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاه

نشستی بایوان ونازی ببخت

ندانی که وارون شدت تخت و بخت

توئی خفته اکنون بچرم پلنک

ندانی که بر سینه ات خورده سنگ

بمغز افکنی گرمی باده را

نداری خبر حکم شهزاده را

هلا غرقه در خون شود پیکرت

بکوبند این قلعه را بر سرت

ببین یال و کوپال یحیای راد

که جوشد چو دریا شتابد چو باد

ببین هیکل میرزا عابدین

که افتاده سنگینیش بر زمین

ندانی که خرگوش بس تندخوست

نماند دگر در درخت تو پوست

بجائی که خرگوش شیری کند

کجا شیر غران دلیری کند

سرت طعمه زاغ و کرکس شود

سرای تو جای دگر کس شود

هلا در گریز اندرون کن شتاب

که دیگر نماندت به رخ آب و تاب

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۱۴ - دلداری دادن محمد بانو رامحمد بدو گفت مخروش هیچ
  2. بخش ۱۵ - پاسخ بانوی خانقاه به محمد و خواستن پهلوانان راچو بشنید بانو چنین داستان
  3. بخش ۱۶ - خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوسدر این کار بودند کارآگهان
  4. بخش ۱۷ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسیرسیدند گردان خونخوار یل
  5. بخش ۱۸ - سفارش بانو با کدخدا و رئیس و وصیت او با فرنگیس و بلقیسچو بانو شنید این حکایت تمام
  6. بخش ۱۹ - گفتگوی بانوی یگانه هنگام وداع با خانهپس آنگه در ایوان خود بنگریست
  7. بخش ۲۰ - زاری کردن فرنگیس در فراق والده بلقیس بانوی خوداز آن سو فرنگیس ژولیده موی
  8. بخش ۲۱ - درآمدن سپاه نصرت پناه و ورود آنها بجانب خانقاهدر این گفتگو بود آن خوبچهر
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.