پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاه

سحرگاه چون اختر اورمزد

برون آمد از شبروی همچو دزد

خور افتاد چون عابدی زرد چهر

پی سجده در خانقاه سپهر

زمانه بر اندام سیارگان

بپوشید دیبای بازارگان

شه شرق ار که بر آهیخت تیغ

ستاره فروشد به تاریک میغ

به رخت نبرد اندر آمد گروه

خروشان چو دریا و جوشان چو کوه

دلیران به مردانگی تاختند

به قصد عدو تیغ کین آختند

یکی سفله پست بدگوهری

سخن چین و بدبخت و شوم اختری

که فیض اللهش نام منحوس بود

ز بانو در این عرصه جاسوس بود

چو دانست اوضاع دوشینه را

بینباشت زین داستان سینه را

شتابان در قلعه آمد چو باد

ندا زد که ای بانوی کج نهاد

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاهنشستی بایوان ونازی ببخت
  2. بخش ۱۳ - پاسخ دادن بانو بفیض اللهچه بانو نیوشید پیغام او
  3. بخش ۱۴ - دلداری دادن محمد بانو رامحمد بدو گفت مخروش هیچ
  4. بخش ۱۵ - پاسخ بانوی خانقاه به محمد و خواستن پهلوانان راچو بشنید بانو چنین داستان
  5. بخش ۱۶ - خبر رسانیدن جاسوس ببانوی پرافسوسدر این کار بودند کارآگهان
  6. بخش ۱۷ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسیرسیدند گردان خونخوار یل
  7. بخش ۱۸ - سفارش بانو با کدخدا و رئیس و وصیت او با فرنگیس و بلقیسچو بانو شنید این حکایت تمام
  8. بخش ۱۹ - گفتگوی بانوی یگانه هنگام وداع با خانهپس آنگه در ایوان خود بنگریست
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.