پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۴ - نالیدن حسنخان حضور ظل السلطان

ستمدیده برداشت فریاد و آه

که ای رفته عدلت ز ماهی بماه

ز جفتم که با ناله جفت آمدم

شب و روز بی خورد و خفت آمدم

مرا جفت بیگانه خویش گشت

که در آشنائی بداندیش گشت

مرا یار بی مهر ازکید دهر

چنان مار بی مهره افکند زهر

نشاید بعهد تو ای پادشاه

باین فر و نیرو و تاج و کلاه

که کدبانوئی کدخدائی کند

که خرمهره ای کهربایی کند

پریشان کند برگرا زردیش

زن آن به که نبود جوانمردیش

شها دارم اندر سخن تاب و پیچ

بر این خسته این ظلم مپسند هیچ

که می بگذرد بر من امروز روز

بماند بر او تا ابد آه و سوز

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۶ - ارائه دادن رقم ظل السلطان به حاکم عراق و فرستادن مأمور به خانقاه سفلیستمدیده برداشت فرمان شاه
  2. بخش ۷ - فرستادن قاصد بداین برای احضار میرزا یحیی پسر حسن خانوز آن سو فرستاد خان اجل
  3. بخش ۸ - حرکت کردن میرزایحیی با سپاه از داین به کشور خانقاهبفرمود تا زین بر اسبان نهند
  4. بخش ۹ - خواستن میرزایحیی آقاخان بیک را از آدشتهو زان پس روان شد یکی تند مرد
  5. بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاهسحرگاه چون اختر اورمزد
  6. بخش ۱۱ - گفتار فیض الله بزبان مردم خانقاهچه نشتی که رانئا زن خیننه
  7. بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاهنشستی بایوان ونازی ببخت
  8. بخش ۱۳ - پاسخ دادن بانو بفیض اللهچه بانو نیوشید پیغام او
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.