پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۳ - پاسخ دادن ظل السلطان حسنخان را

شه پاک دل ظل السلطان راد

خداوند اورنگ و فرهنگ و داد

بپاسخ چنین گفت جوشنده را

همان ابر و باد خروشنده را

که هیهات در عهد ما ظلم چیست

که با عدل ما آورد تاب زیست

شگفتا که عقرب بسوراخ خویش

بدزدد ز بیم من امروز نیش

کجا شد ستم پیشه تندخوی

مترس ای ستم دیده بر من بگوی

که گر شیر شد پای پیلیش کنم

وگر کوه شد رود نیلش کنم

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۵ - خواستن دبیر و صدور حکم بحکمران عراقببر خواند شهزاده دانا دبیر
  2. بخش ۶ - ارائه دادن رقم ظل السلطان به حاکم عراق و فرستادن مأمور به خانقاه سفلیستمدیده برداشت فرمان شاه
  3. بخش ۷ - فرستادن قاصد بداین برای احضار میرزا یحیی پسر حسن خانوز آن سو فرستاد خان اجل
  4. بخش ۸ - حرکت کردن میرزایحیی با سپاه از داین به کشور خانقاهبفرمود تا زین بر اسبان نهند
  5. بخش ۹ - خواستن میرزایحیی آقاخان بیک را از آدشتهو زان پس روان شد یکی تند مرد
  6. بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاهسحرگاه چون اختر اورمزد
  7. بخش ۱۱ - گفتار فیض الله بزبان مردم خانقاهچه نشتی که رانئا زن خیننه
  8. بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاهنشستی بایوان ونازی ببخت
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.