پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۲ - رفتن حسنخان به دربار ظل السطان در شکایت از بانوی خود

خروشان و جوشان و گریان و زار

روان شد سوی درگه شهریار

بغلطید بر خاک و نالید سخت

که ای در خور تاج و دارای تخت

که ای شاه با عدل فرو نگین

به درگاه تو صد چون طغرل تگین

بمردی ستان داد من از زنی

بخوان از بر افسون اهریمنی

من آنم که از عمر تنگ آمدم

گرفتار زندان ننگ آمدم

مهیا کن امروز مرگ مرا

و یا خرمی بخش برگ مرا

نمانده است دیگر مرا آبروی

چه آب رخ من چه آن آب جوی

فرو خواند بر شاهزاده بسی

بسوزاند آهش دل هر کسی

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۴ - نالیدن حسنخان حضور ظل السلطانستمدیده برداشت فریاد و آه
  2. بخش ۵ - خواستن دبیر و صدور حکم بحکمران عراقببر خواند شهزاده دانا دبیر
  3. بخش ۶ - ارائه دادن رقم ظل السلطان به حاکم عراق و فرستادن مأمور به خانقاه سفلیستمدیده برداشت فرمان شاه
  4. بخش ۷ - فرستادن قاصد بداین برای احضار میرزا یحیی پسر حسن خانوز آن سو فرستاد خان اجل
  5. بخش ۸ - حرکت کردن میرزایحیی با سپاه از داین به کشور خانقاهبفرمود تا زین بر اسبان نهند
  6. بخش ۹ - خواستن میرزایحیی آقاخان بیک را از آدشتهو زان پس روان شد یکی تند مرد
  7. بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاهسحرگاه چون اختر اورمزد
  8. بخش ۱۱ - گفتار فیض الله بزبان مردم خانقاهچه نشتی که رانئا زن خیننه
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.