پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

شورشنامه

بخش ۱ - شورشنامه

سراینده داستان نوی

رقم زد بر این صفحه بانوی

که دانند مردان این کهنه دز

زنان را نباشد سزاوار عز

بجز کجروی نیست در کارشان

خط راست ناید بپرگارشان

ندیدی مگر بانوی خانقاه

بجادو برد عابدان را ز راه

همه کار او جادو ریمن است

همانا که بدتر ز اهریمن است

سر شیر نر کوفت از مادگی

که در جنگ میبودش آمادگی

علمهاش بیرون خرگاه بود

غلامانش نزدیک درگاه بود

ز بس کجروی کرد در انجمن

بجوشید زین غصه، خان حسن

بپیچید بس زین پراکنده گی

بخود گفت افسوس ازین زندگی

که بیگانگی ز آشنایان خطاست

بد اندیشی از دوستان نارواست

من این شوخ را دوست پنداشتم

وز او بس امید بهی داشتم

ندانستم اینسان درشتی کند

سموری چنین خارپشتی کند

ندانستم اینسان دلیری کند

گوزنی چنین شیرگیری کند

ندانستمی ترکتازی کند

بکوتاه دستی درازی کند

ندانستم اینگونه شیدا شود

بکام بداندیش رسوا شود

گر این داستان خوب می دیدمی

کی این ننگ بر خود پسندیدمی

کی او را بدین پایه بنشاند می

سزای بدی را بدی خواند می

چو او را زره برد اینگونه دیو

برم داد او نزد کیهان خدیو

ادامه‌ی شورشنامه

  1. بخش ۳ - پاسخ دادن ظل السلطان حسنخان راشه پاک دل ظل السلطان راد
  2. بخش ۴ - نالیدن حسنخان حضور ظل السلطانستمدیده برداشت فریاد و آه
  3. بخش ۵ - خواستن دبیر و صدور حکم بحکمران عراقببر خواند شهزاده دانا دبیر
  4. بخش ۶ - ارائه دادن رقم ظل السلطان به حاکم عراق و فرستادن مأمور به خانقاه سفلیستمدیده برداشت فرمان شاه
  5. بخش ۷ - فرستادن قاصد بداین برای احضار میرزا یحیی پسر حسن خانوز آن سو فرستاد خان اجل
  6. بخش ۸ - حرکت کردن میرزایحیی با سپاه از داین به کشور خانقاهبفرمود تا زین بر اسبان نهند
  7. بخش ۹ - خواستن میرزایحیی آقاخان بیک را از آدشتهو زان پس روان شد یکی تند مرد
  8. بخش ۱۰ - عزیمت سپاه و خبردادن فیض الله به بانوی خانقاهسحرگاه چون اختر اورمزد
همه‌ی شورشنامه ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.