پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۷۸ - حکیم دانا میرزا ابوالحسن جاوه فرماید:

ملک درویشی نه پنداری که بی لشکر گرفتم

این ولایت من بآه خشک و چشم تر گرفتم

من بحول و قوه خود می نکردم این عفیفی

بل بعون حق عنان نفس شهوتگر گرفتم

بود در سر نخوتم هر چند کوشیدم بنیرو

نخوتم زایل نشد تا آنکه ترک سر گرفتم

بود جانم کودکی حرصش پدر مامش طمع من

هم بجهدش زان پدر وز چنگ این مادر گرفتم

من درین دریای بی پایاب در یارستگی را

از قناعت کشتی و از خامشی لنگر گرفتم

آب حیوان بد قناعت جستم از ظلمات خلوت

این روش تعلیم من از خضر پیغمبر گرفتم

بی نیازم گرچه لیکن در گدائی بهر دانش

گوئیا عباس دوسم یا از او دختر گرفتم

دوش دل می گفت رستم از علایق جلوه گفتا

کافرم خوان این سخن گر از او من باور گرفتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰ - عید قربانبیا که عید عرب جفت شد به عید عجم
  2. شمارهٔ ۸۱ - حماسهگرچه دارم مردمی بسیار ازین مردم نیم
  3. شمارهٔ ۸۲ای برق نژاد آهن اندام
  4. شمارهٔ ۸۳ - ماده تاریخچو توفیق و تایید حی قدیم
  5. شمارهٔ ۸۴نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  6. شمارهٔ ۸۵دامن دل ز کف صبر رها می‌بینم
  7. شمارهٔ ۸۶تا بدانی کاندرین سودا چه سود اندوختم
  8. شمارهٔ ۸۷گر صد هزار بار گدازی در آتشم
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.