پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

آن خمیری را کز آب سلسبیل

با دم عیسی سرشته جبرئیل

دست مریم گشته بیرون ز آستین

پخته زاو نان و برنج و زنجبیل

بوده از شهد شکر در مصر جان

دیده از دریای روغن رود نیل

مانده در طوفان حیرت همچو نوح

رفته در نار محبت چون خلیل

عاقبت از همت والای دوست

جسته ره در مقصد دل بیدلیل

بر طبق بنهاده جان بی اختیار

تا سبیل آرد به ابناء السبیل

پشه گر شیرین کند زوکام جان

حلقه طاعت کشد در گوش فیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
  2. شمارهٔ ۸۰ - عید قربانبیا که عید عرب جفت شد به عید عجم
  3. شمارهٔ ۸۱ - حماسهگرچه دارم مردمی بسیار ازین مردم نیم
  4. شمارهٔ ۸۲ای برق نژاد آهن اندام
  5. شمارهٔ ۸۳ - ماده تاریخچو توفیق و تایید حی قدیم
  6. شمارهٔ ۸۴نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  7. شمارهٔ ۸۵دامن دل ز کف صبر رها می‌بینم
  8. شمارهٔ ۸۶تا بدانی کاندرین سودا چه سود اندوختم
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.