پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

دامن دل ز کف صبر رها می‌بینم

هرکه عاشق شده داند که چه‌ها می‌بینم

تا درخشید رخ بدر من از مطلع حسن

شمس روشن بر رویش چو سها می‌بینم

صنما چون و چرا با من مسکین بگذار

که دلم فارغ ازین چون و چرا می‌بینم

غیر حرمان تو هر درد که رانی به دلم

خویش را در ره تسلیم و رضا می‌بینم

تو به من جور روا داری و من در همه وقت

طاعت امر تو بر خویش روا می‌بینم

چهره‌ات آینه حسن الهی باشد

سینه گنجینه اسرار خدا می‌بینم

زخم تیرت به تن ریش چو مرهم دانم

درد عشقت به دل خویش دوا می‌بینم

نه ازین ورطه رهایی به دعا بتوانم

نه ازین لجه خلاصی به شنا می‌بینم

آتشی در دلم افروخته‌ای این عجب است

که به دل شعله به لب آب بقا می‌بینم

برخی شعر تو جان کردم و خود را به درت

تاج عشاق و امیرالشعرا می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷گر صد هزار بار گدازی در آتشم
  2. شمارهٔ ۸۸دوش بدرالدوله را بوس از جبین برداشتم
  3. شمارهٔ ۸۹ - در طی تقریظ مفصل بر کتاب حالت نگاشته میرزا محمد حسین ملک الکتاب فراهانی فرمایددانا باید ز روی فکر زند دم
  4. شمارهٔ ۹۰زبان ناطقه کوته کن ایشکسته قلم
  5. شمارهٔ ۹۱ - در جشن سال دوم مجلس شورای ملی ۱۳۲۵مهناباد این جشن معظم
  6. شمارهٔ ۹۲نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  7. شمارهٔ ۹۳مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریم
  8. شمارهٔ ۹۴تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.