پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

زبان ناطقه کوته کن ایشکسته قلم

سیاه باش و خمش باش و سرنگون و دژم

هنر مجوی که در شرق شد جهان تاریک

سخن مگوی که در شرق شد هوا مظلم

مخوان حدیث که شد کاخ عقل و دین ویران

مران چکامه که شد کار شاعری درهم

فغان ز کوشش استاد و آرزوی پدر

دریغ از آن همه رنج فزون و راحت کم

یکی درختی باشد هنر بروضه شرق

که سایه اش همه رنج است و میوه اش همه غم

ز آب شرق بکام جهانیان شکر است

ولی بجام ادیبان شرنگ ریزد و سم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  2. شمارهٔ ۹۳مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریم
  3. شمارهٔ ۹۴تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
  4. شمارهٔ ۹۵ - ماده تاریخدر قعر این وحشت سرا در ساحت این خاکدان
  5. شمارهٔ ۹۶مرد چو باشد به وقت کار هراسان
  6. شمارهٔ ۹۷ای پسر پادشاه کشور ایران
  7. شمارهٔ ۹۸یک سوزن و یک سنجاق بودند به سوزندان
  8. شمارهٔ ۹۹از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.