پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۹۵ - ماده تاریخ

در قعر این وحشت سرا در ساحت این خاکدان

هر روز را باشد شبی هر نوبهاری را خزان

آن کو ز خاک آید همی خواهد بخاک اندر شدن

آری درین گیتی کسی باقی نماند جاودان

مرگ است همچون اژدها جان می ستاند بی بها

کی گردد از دامش رها پیل دمان شیر ژیان

در این سرای عاریت روزی دو مهمانیم ما

ناچار روزی می رود در خانه خود میهمان

بی شبهه و بی گفتگو بامرگ گردد روبرو

خرد و کلان زشت و نکو مرد و زن و پیر و جوان

چون شد هزار و سیصد و سی و سه از دور قمر

از هجرت ختم رسل پیغمبر آخر زمان

از ناظم السلطان مهی دارای عمر کوتهی

آورد در عقبا رهی بیرون شد از این خاکدان

خانم بزرگ نازنین با قدسیان شد همنشین

واندر جوار حور عین آسود در مهد جنان

نامش جهان را بدشرف عالم ز داغش در اسف

بحر شرافت را صدف مهر حیا را آسمان

کلک امیری لاجرم با ناله و اندوه و غم

چون خواست تاریخش رقم گفتا دریغا زآن جوان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ای پسر پادشاه کشور ایران
  2. شمارهٔ ۹۸یک سوزن و یک سنجاق بودند به سوزندان
  3. شمارهٔ ۹۹از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
  4. شمارهٔ ۱۰۰ای دریغا کهربا با امزیک و فیروزه نگین
  5. شمارهٔ ۱۰۱شب ولادت فیروز شه مظفر دین
  6. شمارهٔ ۱۰۲فاق العواهل صاحب الایوان
  7. شمارهٔ ۱۰۳ - ماده تاریخ کتاب گوهر خاوری تألیف پرنس ارفع الدولهگوهر خاوری است این دیوان
  8. شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبهای فتنه کفر و خصم ایمان
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.