پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

نادیده چنان مست تمنای تو گشتم

کاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم

اندر طلب روی تو در دوزخ محنت

چون عابد گریان پی نادیده بهشتم

حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاق

کز بام درافتاد به غوقای تو طشتم

خاک رهت از خون بصر گل کنم امروز

کز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم

تا روز دیگر کز سر خاکم بدمد خشت

امروز خط دوست بود سبزه کشتم

گیسوی خیالت به هوس بافتم ای وای

در گردنم افتاد همین دام که رشتم

اندر سر کوی تو من ای قبله عشاق

آسوده ز فکر حرم و دیر و کنشتم

پروانه صفت سوختم از آتش عشقت

بگذشت زسر آب وز پیمان نگذشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
  2. شمارهٔ ۹۵ - ماده تاریخدر قعر این وحشت سرا در ساحت این خاکدان
  3. شمارهٔ ۹۶مرد چو باشد به وقت کار هراسان
  4. شمارهٔ ۹۷ای پسر پادشاه کشور ایران
  5. شمارهٔ ۹۸یک سوزن و یک سنجاق بودند به سوزندان
  6. شمارهٔ ۹۹از دستبرد چرخ شنیدم که ناگهان
  7. شمارهٔ ۱۰۰ای دریغا کهربا با امزیک و فیروزه نگین
  8. شمارهٔ ۱۰۱شب ولادت فیروز شه مظفر دین
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.