پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

گر صد هزار بار گدازی در آتشم

پاکیزه تر شوم که زر ناب بیغشم

از باده امید تو مخمور و جرعه نوش

وز ساغر نوید تو سرمست و سرخوشم

گلگون ز اشک و زرد ز غم نیلی از فراق

بنگر یکی بصفحه چهر منقشم

گهچون دو چشم مست توبیمار و ناتوان

گاهی چو طره تو پریش و مشوشم

قدم چو ابروی تو کمان شد ولی نماند

جز تیر آه و ناله خدنگی بترکشم

جانا تو شاد و خوشدل و بیغم نشین که من

با انده تو شاد و بیاد تو دلخوشم

رویم چو خامه تار و زبانم بریده باد

گر همچو خامه از خط حکم تو سرکشم

سیر سپهر و همسری مهرم آرزوست

کی پای بند مهر غزالان مهوشم

هرگز فرامشت نکنم از دعای خیر

یادت بخیر ای که نمودی فرامشم

این می که ناچشیده مرا مست و خیره کرد

یارب چها رود گر از آن جرعه ای چشم

گفتم شبی بگوش امیری حدیث خویش

گفتا بهوش باش که من نیز بیهشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹ - در طی تقریظ مفصل بر کتاب حالت نگاشته میرزا محمد حسین ملک الکتاب فراهانی فرمایددانا باید ز روی فکر زند دم
  2. شمارهٔ ۹۰زبان ناطقه کوته کن ایشکسته قلم
  3. شمارهٔ ۹۱ - در جشن سال دوم مجلس شورای ملی ۱۳۲۵مهناباد این جشن معظم
  4. شمارهٔ ۹۲نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  5. شمارهٔ ۹۳مهر در بیت الشرف شد ما به زندان اندریم
  6. شمارهٔ ۹۴تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان
  7. شمارهٔ ۹۵ - ماده تاریخدر قعر این وحشت سرا در ساحت این خاکدان
  8. شمارهٔ ۹۶مرد چو باشد به وقت کار هراسان
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.