پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

امیر یا غم بدرت بکاست همچو هلال

شدی ز مویه چو موی و شدی ز ناله چو نال

ز بس سرود مناعت نواختی شب و روز

زدی به کشور ناموس کوس استقلال

نگاه ترکی صیدت نمود و زلف کجی

اسیر کرد و سپردت به دست هندوی خال

شدی ذلیل محبت شکار پنجهٔ عشق

شهید غمزهٔ جادو اسیر غنج و دلال

چو مرغ زیرک رفتی به طمع دانه به دام

چو شیر نر شدی از عشق در کمند غزال

کمند عشق ندیدی که تار و پود چه سان

به قهر در گسلد از کمند رستم زال

در این کمند گر افراسیاب ترک افتد

چنان بپیچدش از غم بکشند کوپال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸ - حکیم دانا میرزا ابوالحسن جاوه فرماید:ملک درویشی نه پنداری که بی لشکر گرفتم
  2. شمارهٔ ۷۹ای که گفتی ملک درویشی نه بی لشکر گرفتم
  3. شمارهٔ ۸۰ - عید قربانبیا که عید عرب جفت شد به عید عجم
  4. شمارهٔ ۸۱ - حماسهگرچه دارم مردمی بسیار ازین مردم نیم
  5. شمارهٔ ۸۲ای برق نژاد آهن اندام
  6. شمارهٔ ۸۳ - ماده تاریخچو توفیق و تایید حی قدیم
  7. شمارهٔ ۸۴نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
  8. شمارهٔ ۸۵دامن دل ز کف صبر رها می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.