فهرست اشعار
- شمارهٔ ۶۱ ایا نسیم سحر پا بنه بتارک فرقد
- شمارهٔ ۶۲ - در مرثیه قتل ناصرالدین شاه و جلوس مظفرالدین شاه جای آن دارد که گردون اندرین غم خون ببارد
- شمارهٔ ۶۳ شاه از تبار خویش وزیر اختیار کرد
- شمارهٔ ۶۴ چو بخت خفت و قضا چیره تیره شد اختر
- شمارهٔ ۶۵ - ملحقات از این مقدمه ز آن پس که یافت آگاهی
- شمارهٔ ۶۶ - انتهی چو بی وجود خداوندگار آسایش
- شمارهٔ ۶۷ کمال مرد بفضل است و مردمی و هنر
- شمارهٔ ۶۸ دانا کبود بنزد مردم هشیار
- شمارهٔ ۶۹ بارها خواندم ز قول مصطفی اندر خبر
- شمارهٔ ۷۰ دی در هوای صحبت یاران غمگسار
- شمارهٔ ۷۱ - این چند بیت از آخر یک قصیده بدست آمد نگین خاتم جم داشت لعل فرخ تو
- شمارهٔ ۷۲ دیدم بخواب دوش درختی خجسته فر
- شمارهٔ ۷۳ خسرو شرق سوی غرب همی کرده سفر
- شمارهٔ ۷۴ کشور خاور شده است خسته و بیمار
- شمارهٔ ۷۵ امام عصر چراگه به چاه گاه به غار
- شمارهٔ ۷۶ زلال خضر کز آن تشنه ماند اسکندر
- شمارهٔ ۷۷ روزی که بیست و چهارم ذی الحجه از سال هزار و سیصد و هفت هجری بود در باغ شمال تبریز رفتم آن باغ بتازگی چندان صفا و صفوت گرفته بود که بر بهشت برین مینازید از بسکه گلهای رنگارنگ داشت نگارخانه چیینان را به آشکارا همیمانست مرا از مشاهده آن باغ نزهتی در خاطر پدی
- شمارهٔ ۷۸ - مطلع دوم کای همایون تو سنت در حمله چون کحل و عرار
- شمارهٔ ۷۹ - برسم مطایبه خطاب بوزیر عدلیه وقت درد پا مربنده ات را ساخت بیحال ای وزیر
- شمارهٔ ۸۰ کان التوانی انکح العجز بنته
- شمارهٔ ۸۱ ای مولد فرخنده دارای جهاندار
- شمارهٔ ۸۲ به حق تاج فلک سای شاه مهر سریر
- شمارهٔ ۸۳ چو مرد بست بفرمان کردگار کمر
- شمارهٔ ۸۴ - قصیده وطنی در ۱۳۱۹ تا کی ای شاعر سخنپرداز
- شمارهٔ ۸۵ - قصیده در تهنیت نوروز هژیر و نغز و خوش ای باد نوبهار بوز
- شمارهٔ ۸۶ می طهور نیاید مرا به کار امروز
- شمارهٔ ۸۷ در صف بستان نسیم گشت مهندس
- شمارهٔ ۸۸ مه من که خورشید گردون غلامش
- شمارهٔ ۸۹ چو زد تکیه بر تخت سلطان دانش
- شمارهٔ ۹۰ - از زبان حبیب الله خان نامی بسردار منصور نگاشته ای بسته پس طاعت یزدان کمر خویش
- شمارهٔ ۹۱ - قصیده ناتمام گفتم تو کیستی کاین احسان به من نمودی
- شمارهٔ ۹۲ در کاروان نواخت درای آهنگ
- شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد مرا وزارت عدلیه از نخستین بار
- شمارهٔ ۹۴ - در نکوهش محمدعلی میرزای مخلوع هنگام بستن و کشتن مشروطهخواهان در باغ شاه تهران چو شه به دامن جادو و جنبل آرد چنگ
- شمارهٔ ۹۵ مرا بخانه درون کودکی بسن دو سال
- شمارهٔ ۹۶ - مطلع ثانی که ای سفینه دستت خزینه آمال
- شمارهٔ ۹۷ چو شد بردالعجوز از چرخ نازل
- شمارهٔ ۹۸ - چکامه از عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال
- شمارهٔ ۹۹ مرا سیر سپهر از روز اول
- شمارهٔ ۱۰۰ خدای جل جلاله برای اسمعیل
- شمارهٔ ۱۰۱ باز بگشود صبا دست ستم
- شمارهٔ ۱۰۲ ای صبا گر رهت افتاد بر آن گوشه بام
- شمارهٔ ۱۰۳ چو مرد گیرد بعد از رضا ره تسلیم
- شمارهٔ ۱۰۴ به چراگاه چو در شد سپه انجم
- شمارهٔ ۱۰۵ بسی جستم نشان از اسم اعظم
- شمارهٔ ۱۰۶ - چکامه مرد چو باشد بوقت کار هراسان
- شمارهٔ ۱۰۷ برآمد بامدادان مهر روشن
- شمارهٔ ۱۰۸ مردی بر آن سزد که کند عزم را متین
- شمارهٔ ۱۰۹ - در نکوهش حسودان خرد پیر گفته بود که من
- شمارهٔ ۱۱۰ - چکامه وقتی پسرم عیسی را که آنوقت دو سال و دو ماه از سنش گذشته بود از جانب کارگذاران حضرت اقدس ولینعمت روحی فدا خلعت استیفاء بدادند در پاداش چاکری من زیرا که کودک مهد که زبان پدر و مادر نیک نیاموخته استیفاء و دبیری هیچ نداند که چیست و بزرگان کار شگرف بنااهلان و
- شمارهٔ ۱۱۱ - چکامه روز یکشنبه دویم ماه ربیع الثانی سال یکهزار و سیصد و هشت بود که خدایگانم با همراهان چون جناب اجل ساعدالملک و نواب والانصرة الدوله و خانبابا خان قاجار و دیگران که هم بشمار بزرگان میرفتند در ارومی بخانه امیرالامرای آن سامان بمهمان آمدند و آن مرد کسی است که د
- شمارهٔ ۱۱۲ همی بداد زر و گنج سیم وی بخرید
- شمارهٔ ۱۱۳ - چکامه وقت خروش خروس و بانک مؤذن
- شمارهٔ ۱۱۴ ای خزیده درین سرای کهن
- شمارهٔ ۱۱۵ ببال ای تخت افریدون بناز ای تاج نوشروان
- شمارهٔ ۱۱۶ ای مانده دیر در سفر و دور از وطن
- شمارهٔ ۱۱۷ بماند نام کسان از دو چیز جاویدان
- شمارهٔ ۱۱۸ - چکامه طهماسب خداوند راستین
- شمارهٔ ۱۱۹ - مرثیه فغان ز گردش این چرخ کوژپشت کهن
- شمارهٔ ۱۲۰ - در نکوهش بعضی از وزرای وزرانگیز آغاز مشروطیت به ایران از اروپا گشت روشن
متن اشعار به نقل از گنجور.