پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

قصاید

شمارهٔ ۷۱ - این چند بیت از آخر یک قصیده بدست آمد

نگین خاتم جم داشت لعل فرخ تو

سزای دست همایون شه بد آن گوهر

ازین قبل ز پی بوسه بر لب تو نهاد

بلند دست خود آن شهریار نام آور

شنیده ام که چو آن لعل گوهرآگین یافت

درون لجه دریای دست شاه گذر

دو آبشار ز چشم تو اندران دریا

چو زنده رود روان شد همی ز لؤلؤتر

وز التقای دو دریای موجزن مردم

زهر کرانه نمودند عاقلانه حذر

یکی دو دست گهربار شهریار کریم

یکی دو لعل گهر بیز مرد دانشور

کف ستوده والا مظفرالدین شاه

لب مفرح عبدالمجید دین پرور

یکی چو بحری مواج از تلاطم جود

یکی محیطی زخار از میاء هنر

تو ای بفضل و معارف درین جهان معروف

تو ای بدانش و فرهنگ در زمانه سمر

جهان خدای چنانت بزرگ کرده که شاه

همی دعای تو گوید به وقت شام و سحر

دعای شاه به جان تو مستجابستی

چنان که در حق امت دعای پیغمبر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۳خسرو شرق سوی غرب همی کرده سفر
  2. شمارهٔ ۷۴کشور خاور شده است خسته و بیمار
  3. شمارهٔ ۷۵امام عصر چراگه به چاه گاه به غار
  4. شمارهٔ ۷۶زلال خضر کز آن تشنه ماند اسکندر
  5. شمارهٔ ۷۷روزی که بیست و چهارم ذی الحجه از سال هزار و سیصد و هفت هجری بود در باغ شمال تبریز رفتم آن باغ بتازگی چندان صفا و صفوت گرفته بود که بر بهشت برین مینازید از بسکه گلهای رنگارنگ داشت نگارخانه چیینان را به آشکارا همیمانست مرا از مشاهده آن باغ نزهتی در خاطر پدی
  6. شمارهٔ ۷۸ - مطلع دومکای همایون تو سنت در حمله چون کحل و عرار
  7. شمارهٔ ۷۹ - برسم مطایبه خطاب بوزیر عدلیه وقتدرد پا مربنده ات را ساخت بیحال ای وزیر
  8. شمارهٔ ۸۰کان التوانی انکح العجز بنته
همه‌ی قصاید ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.