پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

قصاید

شمارهٔ ۹۳ - چند بیت از یک قصیده ناتمام مانده به خط استاد

مرا وزارت عدلیه از نخستین بار

ندید قابل شفقت نخواند لایق کار

چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلف

بُدَم که آدمی‌ام من نه گرگِ آدم‌خوار

وزیر عدلیه از آدمی نفور بوَد

چنان که آدمی از او کند به دشت فرار

نه پارتی بدم او را من و نه حامل سیم

نه بی‌حمیت و بی‌شرم بودم و غدّار

نه آبروی وطن بردمی نه مال کسان

گرفتمی و نه دین دادم از پی دینار

خجسته بودم و باهوش و رای و معنی جفت

ستوده باشم و با عقل و دین و دانش یار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۵مرا بخانه درون کودکی بسن دو سال
  2. شمارهٔ ۹۶ - مطلع ثانیکه ای سفینه دستت خزینه آمال
  3. شمارهٔ ۹۷چو شد بردالعجوز از چرخ نازل
  4. شمارهٔ ۹۸ - چکامهاز عدل خویش قائمه ای ساخت ذوالجلال
  5. شمارهٔ ۹۹مرا سیر سپهر از روز اول
  6. شمارهٔ ۱۰۰خدای جل جلاله برای اسمعیل
  7. شمارهٔ ۱۰۱باز بگشود صبا دست ستم
  8. شمارهٔ ۱۰۲ای صبا گر رهت افتاد بر آن گوشه بام
همه‌ی قصاید ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.